خاطرات دو خواهر
 سيستم وبلاگ نويسي درتين بلاگ

" Ø¨Ù†Ø§Ù… خداوند جان Ùˆ خرد            کزین بر تر اندیشه بر نگذرد "

 

سلام،با اینکه خیلی وقته کار وبلاگ نویسی رو شروع کردم نمی دونم Ú†ÛŒ بگم ØŒ هیچ وقت در مورد مسائل شخصی Ù?کر نمی کردم ولی حالا دوست دارم توی این وبلاگ هر Ú†ÛŒ در درونم هست بذارم،اصلا برام مهم نیست Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ کسی Ù…ÛŒ خونه تا حلا هم اگه به مهلا چیزی نمیگÙ?تم حالا هر Ú†ÛŒ در وجودم هست رو Ù…ÛŒÙ?همه،چه چیزای کوچیک Ú©Ù‡ اهمیتی نداره Ùˆ Ú†Ù‡ چیزای بزرگ،امیدوارم از این طریق رابطه ما هم به هم نزدیک تر بشه.

خیلی وقتا مینویسم ولی هیچ وقت کسی نوشته هامو نخونده Ùˆ اگرهم چیزی خونده چیزی بوده Ú©Ù‡ خودم نشونش دادم ولی از این به بعد این جا مینویسم،از شعر هایی Ú©Ù‡ میگم،از خاطراتم،از عقایدم (Ú©Ù‡ Ù?قط مختص به خودمه!) از هرچی Ú©Ù‡ هست میگم،من نمیدونم چرا Ø¨Ø¹Ø¶ÛŒ Ù‡Ø§ میترسن اشتباهشون رو بگن یا دوست ندارن کسی ازشون انتقاد کنه،چرا بعضی ها دوست ندارن حقیقتو بشنون،بÙ?همن،ببینن Ø› در حالی Ú©Ù‡ واقعیته Ùˆ در وجودشون نهÙ?ته ست،چون خودشون واقعی ان،چون دنیا واقعییه،همه Ù…ÛŒ دونن همه پشت سر میگن،چه بهتر Ú©Ù‡ جلوی آدم بگن،چه بهتر Ú©Ù‡ انسان توان هضم واقعیت ها رو داشته باشه،چه بخواد Ùˆ Ú†Ù‡ نخواد این چیزیه Ú©Ù‡ وجود داره پس Ú†Ù‡ بهتر Ú©Ù‡ بشناسش Ùˆ Ú†Ù‡ بهتر Ú©Ù‡ ازش Ù?رار نکنه،Ù?رار همیشه کار آدمای ترسو بوده،حالا Ù?رار از هر Ú†ÛŒ حتی واقعیت.سیبی Ú©Ù‡ خرابه،خرابه(با انرژی مثبت Ùˆ این چیزا هم این مورد درست نمیشه) حالا میتونی به خودت دروغ بگی،چشماتو ببندی Ùˆ سعی Ú©Ù†ÛŒ با لذت بخوری؛میتونی چشاتو باز Ú©Ù†ÛŒ Ùˆ ببینی خرابه (در اون صورت اگه سیب داشتی Ùˆ یا میتونستی از خیر سیب خوردن بگذری Ú©Ù‡ میگذری Ùˆ اگه نتونستی بهتره تو هم چشماتو ببندی Ùˆ با یه لذت ساختگی اونو بخوری؛چون مجبوری).

من نمی خوام از روی اجبار کاری رو انجام بدم،ترجیح میدم قید سیب خوردن رو بزنم تا به خودم دروغ بگم.

ترجیح میدم واقعیتو ببینم و بپذیرم هر چند خیلی تلخ باشه.

ترجیح میدم واقعی و حقیقی باشم تا ...

ترجیح میدم کاری رو با میل انجام بدم تا با اجبار

ترجیح میدم خودم باشم تا خودی که میسازم با دروغ و ریا

ترجیح میدم خودمو Ù?ریب ندنم Ùˆ خودم باشم

ترجیح میدم خوم باشم

ترجیح میدم خودم باشم

 

(از عقایدم تو پست های دیگرم میگم)

 

من دوست دارم شما از نوشته هام انتقاد کنید Ùˆ نظرتون رو بنویسید (چون شماها حقیقی هستید) اگه شما هم مایل بودید Ùˆ وقت داشتید لطÙ?ا نظر بدید.

مر3000000000000000000

بای تا های

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 مرداد 1388ساعت 4:06 توسط مهلا Ùˆ هاله |